تبليغاتX
این وبلاگ به دست برادران اهل تسنن هک شد

این وبلاگ به دست برادران اهل تسنن هک شد

این وبلاگ به دست گروه بسیار حرفه ای عمر فاروق (کردستان) هک شد

هک شد

این وبلاگ به دست گروه بسیار حرفه ای

عمر فاروق (کردستان) هک شد

 

عمر فاروق گروه بسیار حرفه ای است که وبلاگ هایی در زمینه خرافات

بافی مثلا :

امام زمان - بزرگنمای امام حسین و ....

را هک میکند

 

 

شعار همیشگی :

الله

محمد

ابوبکر

عمر

عثمان

علی

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1389/06/13ساعت 14:0  توسط عمر فاروق  | 

و خدا هم زیبا است ...

 

چشم ها زیبا ست ... اشک ها زیبا ست ... دل ها زیبا ست

و خدا هم زیبا ست ...

لبخند زیبا ست... گریه زیبا ست ... عشق زیبا ست

وخدا هم زیبا ست ...

هستی زیبا ست ... جهان زیبا ست ... دنیا زیبا ست

و خدا هم زیبا ست ...

پرواز زیباست ...شوق زیبا است...  آسمان زیباست

و خدا هم زیباست ...

تلاش زیباست... کوشش زیباست... هدف زیباست

و خدا هم زیباست ...

انسان زیباست ... زن زیباست ... مرد زیباست

و خدا هم زیباست ...

خوشی زیباست ... غم زیباست ... زندگی زیباست 

و خدا هم زیباست ...

زنده زیباست ... مرده زیباست ... مرگ زیباست

و خدا هم زیباست ...

من زیبایم ... تو زیبایی ... او زیباست

و خدا هم زیباست ...

محمد(ص) زیباست ... فاطمه(س) زیباست ... علی(ع) زیباست

و خدا هم زیباست ...

حسن (ع) زیباست ... حسین (ع) زیباست ... زینب (س) زیباست

و خدا هم زیباست ...

و تنها خداست که زیباست و زیبایی را نیز دوست دارد و بدان بخل نمی ورزد

به یاد داشته باش : هیچ وقت حق نداری از خدا نا امید شی!!! 

+ نوشته شده در  شنبه 1389/06/13ساعت 9:48  توسط عمر فاروق  | 

خیلی کوتاه

سلام ...

این شب ها شب ها خیلی عزیزن ... خیلی هم مهمن ... حتما شما هم مثل من حاجت هایی دارید که خیلی براتون مهمن و یا حتی بعضی هاشون دیگه تبدیل به آرزو شدن .

حالا من می خوام راهی رو که من رو به بزرگترین آرزوم رسوند به شما یاد بدم اون هم اینکه هر وقت تو این شب ها دلت شکست و اشکت جاری شد سریع یه توسل قلبی به خانوم حضرت زهرا (سلام الله علیها) پیدا کن و بهش بگو : خانوم جان من فردا رو فقط به عشق شما از گناه دست میکشم . بعدش دیگه هیچی نمی خواد بگی ...

                                                                         . . . جانم زهرا( سلام الله علیها)

به خدا من هم گرفتارم ... دعام کنید

+ نوشته شده در  جمعه 1389/06/12ساعت 4:53  توسط عمر فاروق  | 

درد و دل

سلام ...

شاید فکر کنید امروز هم اومدم دوباره نصیحت کنم ولی نه ... امروز دوست دارم شما من رو کمک کنید ... دوست دارم شما من رو نصیحت کنید ... راستش خیلی وقته که دیگه یه همزبون هم پیدانمیشه که یکم با هاش درد و دل کنم . گفتم بیام اینجا شاید یکم سبک تر بشم !

راستش مثل همه ی آدم ها نمی دونم اولش از کجا شروع کنم ... خیلی وقته که دارم تاوان کارهایی رو پس می دم که هیچ وقت دوست نداشتم انجامشون بدم ... هیچ وقت حتی فکرشون هم نمی کردم ... اما ناخواسته وارد زندگیم شدن و من رو روبروی عمل انجام شده گذاشتن و رفتن ... بعدش من موندم و یه دنیا بد بختی ... حقارت ... و بی آبرویی ... بعضی وقت ها وقتی به گذشته فکر میکنم دلم آتیش می گیره ... می بینم چه زندگی قشنگی داشتم و حالا ... حالا تنها خیال اون زندگی رو دارم.

دلم نمی خواد تسلیم بشم ... دلم نمی خواد شکست بخورم ...  چون اون موقع فقط خودم مقصرم و خودم ... اون موقع دیگه کسی بهم حق نمی ده ... اون موقع دیگه کسی برام دسوزی نمی کنه ...

قبول دارم مشکلات بخش از زندگی اند و لی اگه روزی مشکلات مانع زندگی بشن و شما هم نتونید حلشون کنید ... چه اتفاقی می افته ؟  

اون موقع است که می بینی زندگیت ... عمرت ... همه چیت داره می ره و تو هم هیچ کاری نمی تونی بکنی ... اون مو قع است که از آیندت می ترسی و باز هم هیچ کاری ازت ساخته نیست .

درست مثل من ... !!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/05/18ساعت 16:55  توسط عمر فاروق  | 

نسیم هدایت

سلام مجدد

امروز بعد از مدت ها می خوام در مورد موضوعی صحبت کنم که شاید خیلی مشتاق نداشته باشه و یا شاید هم داشته باشه ... اما به هر حال ...

خب بریم سر اصل مطلب ... دلم می خواد رک و بی رو در بایستی از یک سری آدم ها انتقاد شدید کنم ... آدم هایی که مسلمونن اما برای خدا هیچ ارزشی ندارند . اون ها کسایی اند که به نمازشون اهمیت نمی دن ... و یا گاهی اصلا نماز نمی خونند و به این  کارشون افتخار هم می کنند. 

ببینید بذارید یه چیزی رو روشن کنم ... کسی که نماز نخونه کافره. نه فقط نماز هر کدوم از دستورات خدا که حکم واجب الاجرا رو دارن باید انجام بشن اون هم به بهترین شکل ممکن و اگر کسی هر کدوم از اون ها رو به عمد انجام نده نه تنها مسلمون نیست بلکه کافره ... ولی از همه ی اینها گذشته ... انصافا وجدانا خداییش این کاره زیادیه که ما در روز ۳۵ دقیقه از وقتمون رو برای خدا بذاریم خدایی که همه چیزمون از اونه ... زندگیمون ... دنیامون ... آخرتمون ... به نظر شما زیاده ؟

چرا بعضی از ما ها اینقدر از اون دور می شیم که حتی با افتخار در مقابلش گناه می کنیم و یا  می گیم : "من که نماز نمی خونم "!!! واقعا چرا؟

بعضی ها هم برای اینکه کارشون رو توجیه کنن می گن : این حرف ها همه مضخرفه ... همه چیز به دل آدمه ... فقط باید دل پاک باشه ... ولی یه سوال ... خداییش آدمی که نماز نمی خونه به هر گناهی هم تن میده و اصلا هم خدا و پیغمبر نمی شناسه دلش پاکه ؟ من که این طور فکر نمی کنم . چون اعمالی که انسان انجام میده تجلی درونشه ... کسی که دلش پاکه کم کمش نمازش رو می خونه ... حتی اگه بدترین گناه رو هم بکنه باز هم نمازش رو می خونه ... چون میدونه که تنها راه نجاتش همینه . اما بر عکس اگر کسی همه کاری انجام بده دست بخیر باشه و... ولی نماز نخونه باز هم می گم کافره. 

 اما اینکه چرا بعضی از آدم ها به جایی می رسن که جلوی خدا هم می ایستن ... اگه نظر من رو در این رابطه بپرسید می گم همش بر می گرده به نونی که انسان می خوره ... آره نون ... یعنی همون غذا که می خوریم ... بعضی موقع ها متاسفانه این نون از راه درستی در نمی آید و حلال نیست و موجب می شه انسان به درجاتی از گستاخی برسه که حتی جلوی خدا هم بایسته ... همگی واقعه ی عاشورا رو به یاد داریم ...هنگامی که سپاهیان نا نجیب یزید هلهله می کردند و  کف می زدند حضرت به اونها فرمدند:" قد ملعت بطونکم من الحرام "  همانا شکم هایتنا ن از حرام پر شده است . و دقیقا علت شهادت امام حسین (علیه السلام) و اصحابشون هم همین بود.

چنین افرادی یعنی کسانی که نسبت به  واجباتشون بی اهمیتن هرگز عاقبت به خیر نخواهند شد و همچین اطرافیانشن را هم بد بخت می کنند.

به همین خاطر بهتون توصیه می کنم که هیچ وقت در خونه تارک الصلاه پا نذارید و هیچ وقت با اون ها هم سفره نشید که لقمه ی حروم مثل ویروسی به وجود آدم ها سرایت می کنه.

برای نماز و واجبات دین بیشترین ارزش رو قائل بشید و هیچ وقت حتی یک لحظه هم به اون ها بی اهمیت نباشید بخاطرشون از همه چیز بگذرید(مگر در مواقع اضطراری مثل زمانی که جون کسی در خطره) چون هر کس که بخاطر خدا پا روی نفس (اماره ) اش بذاره خداوند نور ایمان رو به دل او می تابونه .

با تشکر  (التماس دعا)

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/05/10ساعت 19:30  توسط عمر فاروق  | 

مولا جان ...

 

مولا جان ... سلام ...

نمی دانم  کی زمین لیاقت دیدار تو را میابد و کی خاک بر گام های استوارت بوسه میزند ...

نمی دانم کی آسمان تاریک دنیایمان با نور امامت تو روشن می گردد ...

نمی دانم کی لبخند زیبا محبت بر لب های  مادرت زهرا(سلام الله علیها) شکوفه می کند ...

نمی دانم کی پروردگار حجتش را بر ما تمام می کند...  و نمیدانم کی می آیی ...

و نمی دانم کی می آیی ... و نمی دانم کی می آیی ...

اما می دانم که می آیی ... میدانم که آخر چشم شیعه پس از هزاران سال گریستن به جمالت نورانیت منور می شود .

آقا جان همه منتظریم ... تو خود خوب می دانی که انتظار چه سخت است ... ما منتظریم  ... حتی در گور ... تا گرفتن انتقام مادرت را ببینیم ...

هر فاطمیه و هر محرم به یادتان از عمویتان عباس(علیه السلام) می گوییم ... لحظه ای هم از عمه جانتان زینب (سلام الله علیها) می گوییم ... اما لحظه ای کوتاه ... چرا که طاقت اشک های خون آلودتان را نداریم ...

آقا ... شنیده ام سیصد و سیزده نفر یار همراه با شما ظهور می کنند ... یارانی با وفا ... تا شما را از غربت در بیاورند ... اما فدای جد غریبتان حسین(علیه السلام) که میان هزاران نفر از لشکریان کفر یکه و تنها به میدان رفت و هیچ کس صدای "هل من ناصرا ینصرنی" او را نشنید ...

آقا جان بیا ... بیا و بگو که اینها قصه نیست ...بیا و بگو که عشق های ما دروغ نیست ...

 آقا جان عده ای به گریه های ما می خندد و روز عاشورای جدتان شادی وپای کوبی می کنند ...

آقا جان عده ای وحشیانه  شیعیان را به خاک و خون می کشند تنها به جرم اینکه دوستار شما و خاندان پاکتان هستند .

آقا جان طاقتمان به سر رسیده است ... بیا ... بیا و ما را از غربت برهان ... یا بن الحسن 

 

 و درود خداوند بر شما و خاندان پاکتان 

سه صلوات برای تعجیل درفرج آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/05/10ساعت 15:13  توسط عمر فاروق  | 

السلام عليك يا حسين بن علي

+ نوشته شده در  شنبه 1389/04/26ساعت 18:11  توسط عمر فاروق  | 

جانم حسین (علیه السلام)

 

محفل  انس   است  دو  عالم  ولی                        شمع دل افروز حسین است و بس

آنکه سرود   این  درر   پاک   را                        خاک ره کوی  حسین است و بس

                                                                                                                    علامه طهرانی

سلام                                                                                                                                

 ولادت با سعادت ارباب عشق آقا امام حسین (علیه السلام) رو خدمت شما و همه ی شیعیان تبریک  میگم ...  ولی این ولادت یکم با ولادت های دیگه فرق می کنه ... فرقش هم این که وقتی کسی به دنیا میاد  همه شادند و می خندند اما روز ولادت آقا امام حسین پای قنداقه آقا همه گریه می کردند ... به خاطر همین اگه رفتید جایی مجلس دیدید به جای اینکه کف بزنن همه دارن سینه می زنن و گریه می کنند تعجب نکنید...

راستی یه چیزی یادم رفت این شب مثل شب قدر می مونه ... اگه دوست دارید مثل بچه ی تازه به دنیا اومده پاک بشید این شب رو از دست ندید.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/04/24ساعت 22:19  توسط عمر فاروق  | 

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد

 

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شستاد/دل رمیدهی ما را انیس و مونس شد

نگار من که مکتب  نرفت و  خط ننوشت/به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد

 

سلام و عرض تبریک و هزاران هزار تبریک و تهینت به مناسبت بزرگترین عید ما مسلمون ها عید مبعث.

میدونم این روز ها تمام این وبلاگ شده تبریک و تسلیت ... شرمنده ولی قول میدم همین روزا یه مطلب توپ بذارم رو شبکه ... اما از هر چه بگذریم سخن دوست خوش تر است ... شنبه عید مبعثه ... عیدی که همه ی ما مسلمون ها به مسلمونیمون افتخار می کنیم و سرمون رو با غرور با می گیریم. عیدی که بهترین موجود عالم حضرت ختمی محمد مصطفی(صلوات الله علیه وآله) به پیامبری نائل شدند. 

از شما بازدید کننده ی عزیر در خواست میکنم بعد از دیدن این وبلاگ  ۱۰ صلوات هدیه به روح مقدس آقا رسول الله بکنید چرا که روایت است هرکس پس از فرستادن صلواتی بر محمد و آلش (صلوات الله علیهم اجمعین) دعایی کند بی شک دعایش مستجاب است.

+ نوشته شده در  جمعه 1389/04/18ساعت 22:0  توسط عمر فاروق  | 

السلام علیک یا موسی بن جعفر (علیه السلام)

سلام

شهادت جانسوز امام غریب و مظلوم حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) را به شما و تمام شیعیان جهان تسلیت عرض می کنم. امیدوارم اون امام همام دست گیر و شفیع ما در روز قیامت باشند . 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/04/17ساعت 12:43  توسط عمر فاروق  | 

تسلیت

سلام, امروز بیست و هفتم اردبیهشت ماه مصادف با سوم جمادی الثانی , روز شهادت ام ابیها , بی بی دو عالم صدیقه ی کبری حضرت فاطمه الزهرا (سلام الله علیها) است. , واقعا امروز روز غریبی ایست ... یعنی انگار از دیشب یه بغضی ته گلویه عالمه ... خوشا به حال اون کسایی که این شب ها مدینه کنار قبر پیغمبر(صلوات الله علیه) هستند و اون جا برای بی بی اشک می ریزند . به هر حال ... شهادت این خانم بزرگوار رو به پیشگاه آقا حجت ابن الحسن(ارواحنا فداک) و شما عزیزان تسلیت عرض می کنم . تو رو خدا دعا کنید ... همه رو دعا کنید ... ملکت رو , جوون ها رو , رهبرمون رو ... و از همه مهمتر دعا برای سلامتی آقا امام زمان و تعجیل در فرجشون دعا کنید .
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/27ساعت 19:32  توسط عمر فاروق  | 

السلام و علیک یا ایتها الصدیقه الشهیده

سلام,

فرا رسیدن دهه ی اول سوگواری بی بی دو عالم, ام ابیها حضرت فاطمه الزهرا(سلام الله علیها) را به پیشگاه مقدس و منور آقا امام زمان (عجل الله تعالی فی فرجه) و تمام شیعیان جهان تسلیت و تعزیت عرض می کنم .ان شا الله خداوند ما رو از شیعیان بر حق این خانم بزرگوار قرار دهد. 

ان شا الله این شب ها اگر توفق نصیبتون شد رفتید هیئت شما رو به خدا ما رو هم فراموش نکنید.

پیروز و سربلند باشید 

+ نوشته شده در  جمعه 1389/02/10ساعت 20:46  توسط عمر فاروق  | 

...

سلام دوستان ... امروز هر چی فکر کردم چیزی به ذهنم نرسید که بنویسم گفتم بهتره این دفعه شما برای من بنویسید ... هر چی که دوست دارید ... هر چی دلتون می خواد ... اصلا مهم نیستش که چی باشه ... حتی اگه توهین هم بود عیبی نداره , فقط این مهمه که شما برای من بنویسید ... این وبلاگ رو مثل وب خدتون ببینید و بنویسید... اولین چیزی رو که به ذهنتون رسید بنویسید . ممنون
+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/01/31ساعت 21:51  توسط عمر فاروق  | 

تهنیت

سلام خدمت دوستان عزیز ... ولادت با سعادت دخت شیر خدا حضرت زینب (سلام الله علیها) را به شما و تمام شیعیان عزیز تبریک عرض می کنم . امیدوارم که این خانم بزرگوار همه ی ما رو در روز قیامت دستگیری کنه , ان شا الله
+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/01/29ساعت 21:38  توسط عمر فاروق  | 

رویای چوبی

سلام دوستان ,

امروز می خوام یک کتاب ادبی رویای چوبی نوشته ی استاد سید محمود علوی نیا رو بهتون معرفی کنم . در این کتاب مجموعه ای از اشعار استاد علوی نیا در انواع سبک ها گرد آوری شده است. این کتاب به دلیل استقبال زیاد مردم بسیار کم پیدا می شود اما شما می توانید برای تهیه ی آن به انتشارات امیر کبیر مراجه کنید...

شعر زیر گزیده ای از اشعار این کتاب است:

رویای چوبی

دارم هنوز در سر رویای اسب چوبی/شد واقعیت من معنای اسب چوبی

می آمدی به چشمم در کوچه باغ یک عمر/می آمدم پی تو با پای اسب چوبی

پشت حصار دیروز جا مانده حرف دیروز/معلوم بود از اول فردای اسب چوبی

من هیچ کس نبودم باور کنید مردم/یک کوچه گرد کوچک دارای اسب چوبی

شعر مرا ببخشید این قابل شما نیست/بسیار کودکانه است دنیای اسب چوبی

رویای چوبی من با آتش تو می سوخت/وقتی که در دلم بود سودای اسب چوبی

(آتش)

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/01/24ساعت 21:7  توسط عمر فاروق  | 

قال رسول الله (ص ) : فاطمه بضعت منی

السلام علیک ایتها الصدیقه الشیده و لعن الله علی اعداءکم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین .

بر حاشیه ی برگ شقایق بنویسید/ گل تاب فشار در و دیوار ندارد

پیشاپیش فرا رسیدن ایام شهادت بی بی دو عالم حضرت فاطمه الزهرا (سلام الله علیها) را به پیشگاه مقدس آقا حجت ابن الحسن(ارواحنا فداک) و تمام شیعیان جهان تسلیت و تعزیت می گوییم.

از آقا رسول الله (ص) نقل است : ایشان هرگاه دختر گرامی خویش را ملاقا ت می فرمودند ابتدا دست ایشان را بوسیده و به چشمان خویش می مالیدند . اگر روزی ایشان را ملاقت نمی کردند گویی انگار چیزی را گم کرده و بسیار پریشان بودند . همچنین از ایشان نقل است: فاطمه پاره ی تن من است , هرکس به او خیری برساند به من خیر رسانده و هر کس او را آزار دهد مرا آزرده و هر کس من را بیازارد خدا را آزرده است . همچنین در فضیلت این در قرآن کریم خداوند متعال از ایشان به عنوان کوثر نام بردن است و این بدین معنا است که تنها خداوند از مقام والای ایشان با خبر است.

ان شا الله خداوند روز به روز بر عذاب دشمنان ایشان و اهل بیت بزرگوارشان بیفزاید

+ نوشته شده در  جمعه 1389/01/20ساعت 11:32  توسط عمر فاروق  | 

سیزده به درک چهارده رو بچسب

سلام ...

امیدوارم حالتون خوب باشه و همه ی تکالیف عیدتون رو انجام داده باشید و مثل من همش رو نذاشته باشید برای امروز .

ا ه ه ه ... انگار همین پریرزو بود که از مدرسه اومدم و ده ساعت مثل خرس قطبی خوابیدم ...! مثل باد می گذره ... . نمی دونم ... یعنی قرار جوونی و زندگی و عمر ما هم همین طوری بگذره ؟
به هر حال آرزو می کنم که از لحظه لحظه ی عمرتون به خوبی استفاده کنید و هیچ وقت اون رو به پوچی نگذرونید .

+ نوشته شده در  جمعه 1389/01/13ساعت 15:23  توسط عمر فاروق  | 

صد سال به این سالها ...

خوب سال هشتاد و هشت هم به پایان رسید و ما یک سال پیر تر شدیم , شاید پارسال سال خوب و پر موفقی بایرایمون نبود یا شاید هم بود ... ! اما به هر حال گذشت و تجربه های بسیار بسیار ارزشمندی رو به داد و حال این ماییم که باید اون تجربه ها رو یه گوشه تو دفتر زندگیمون بنویسیم تا هیچ وقت فراموششون نکنیم . به هر حال سال خوب و با برکت و سرشار از موفقیت و سربلندی رو برای شما آرزو داریم . موفق باشید ... سید محسن موسوی (crewman)
+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/01/08ساعت 20:1  توسط عمر فاروق  | 

گنجینه ی معرفت

سلام دوستان ... مدتی بود که دیگه سر به اینجا نمی زدم تا اینکه امروز به دلم افتاد بیام و یه خاطره ی خیلی قشنگ براتون تعریف کنم ... هفته ی پیش 5شنبه روز حرکت ما یعنی من و هم کلاسی هایم از تهران به سمت مشهد بود ... راستش از حال خودم نمی تونم براتون بگم اما بچه های دیگه واقعا خوشحال به نظر می رسیدند ... ما همگی تو مدرسه جمع شدیم و به سمت راه آهن حرکت کردیم . با کمی تاخیر به ایستگاه رسیدیم و بی درنگ سوار قطار شدیم ... خب ساعت تقریبا 4 صبحه که ما رسیدیم مشهد و سوار بر اتوبوس به سمت حسینیه در حرکتیم ... همه جا سوت و کوره ... صدایی نمیاد که ناگهان صدای گریه ای همه رو منغلب می کنه ... آره سمت چپم یه حرم زرد و نورانی می بینم ... چقدر با حاله ... دلم می خواد همین جا از اتوبوس پیاده شم و برم سمت حرم ... دوست دارم ضریح رو بغل کنم ... اون شب بعد از رسیدن به حسینه و نماز صبح بچه رفتند حرم ... راستش من خسته بودم و خوابدم و حدود 10 صبح به پا بوس آقا مشرف شدم. ه حال و هوایی بود ... راستش رو بگم تا حالا این طور سفر نیو مده بودم ... حرم آقا مثل بهشت بود و یا شاد بهشت شبیه حرم بود ... خلاصه بعد سلام و عرض ادبی به داخل حرم مشرف شدم . زیارتنامه ای خوندم و شروع کردم با آقا حرف زدن که یه هو دلم طاقت نیاورد و مثل ابر بهار ... انگار خیلی پر بود ... پر از غم ... غصه یا شاید هم دلتنگی. راستش موقعی که اونجا رسیده بودم اصلا فکر نمی کردم که به چه زودی باید زیارت وداع بخونم و برگردم ... اما مثل باد گذشت . روز آخر وقتی برای آخرین بار به حرم آقا مشرف شدم یاد اون روزی افتادم که به برای اولین بار دست روی سینه ام گذاشتم گفتم السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا (علیه السلام) ... و بعد ,اون روز ما حوالی ساعت 5 بعد از ظهر از اون خاک پاک به سمت تهران حرکت کردیم ... و الان بعد از گذشت یک هفته من دوباره دلم می خواد پا توی اون حرم بذارم ... سلام بدم ... نمی دونم عمر قد بده یا نه اما تو رو به خدا رفقا اگه قسمت شد و آقا شما رو طلبید ما رو هم توی اون بهشت قشنگ دعا کنید ... یعنی همه رو دعا کنید... و در آخر به قول یکی از دوستام یه خط برای پایان : السلام علیک یا اهل بیت النبوه و معدن الرساله و مختلف ملائکه و معدن علم و رحمه الله و برکاته . و لعن الله علی اعدائکم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین ...
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/12/09ساعت 1:38  توسط عمر فاروق  | 

السلام و علیک یا ابا عبد الله الحسین

 

این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست...

                                            این چه شمعی ایست که جانها همه پروانه ی اوست ...

 

فقط کافیه یه سلام از ته قلبت به آقا بکنی تا معنی شعر بالا رو بفهمی ... !

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/29ساعت 20:10  توسط عمر فاروق  |